کماژن
لغت نامه دهخدا
کماژن. [ ک ُم ْ ما ژِ ] ( اخ ) کشور باستانی در شمال شرقی سوریه و در مشرق کاپادوکیه و پایتخت آن ساموزات بوده است. ( از لاروس ). کشوری بود بین کیلیکیه و کاپادوکیه وبین النهرین. در اواسط قرن دوم پیش از میلاد که قدرت سلوکیه رو به ضعف نهاد در کماژن سامس نامی سلسله حکمرانان کماژی را تأسیس کرد. ( از ایران باستان ج 3 ص 2064 و 2087 ). و رجوع به ایران باستان صفحات 1101 و 2087 و 2455 و 2456 شود.
جمله سازی با کماژن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اعراب در سال ۶۴۰ کماژن را از بیزانس فتح کردند. صفوان بن معطل، صحابی و فرمانده دوران فتوحات مسلمانان، در ساموستا به خاک سپرده شد. در ژوئن ۹۶۶، ساموستا محل تبادل زندانیان بین امپراتور بیزانس نیکهفوروس دوم فوکاس و دشمن مسلمانش سیفالدوله حمدانی بود.