لغت نامه دهخدا
کلیلی. [ ک َ ] ( حامص ) تاریکی چشم باشد. ( لغت فرس اسدی چ اقبال ص 524 ) ( لغت نامه اسدی یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
کلیلی. [ ک َ ] ( حامص ) تاریکی چشم باشد. ( لغت فرس اسدی چ اقبال ص 524 ) ( لغت نامه اسدی یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
تاریکی چشم باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 صد عرش برین مصطبهٔ قدر ترا فرش در پیش کلام تو گلیم است کلیلی
💡 اکبر کلیلی (۱۳۳۴ – ۹ اسفند ۱۳۹۶) اسکیباز اهل ایران بود. وی در بازیهای المپیک زمستانی ۱۹۷۶ شرکت کرده است.