لغت نامه دهخدا
کلسیوم. [ ک َ ی ُ ] ( فرانسوی، اِ ) رجوع به کلسیم شود.
کلسیوم. [ ک َ ی ُ ] ( فرانسوی، اِ ) رجوع به کلسیم شود.
( اسم ) فلزی است دو ظرفیتی که اکثر املاحش غیر محلولند. این فلز در طبیعت بصورت گچ و مرمر و گل سفید فراوان است و اغلب آنرا از تجزی. الکتریکی کلرورد و کلسیم بدست میاوردند. این فلز از سرب نرم تر ولی از سدیم سخت تر است و در هوا فاسد میشود و بهمین جهت آنرا در نفت یا روغن نگاه میدارند. با اکسیژن و کلرو گوگرد بشدت ترکیب میشود و مانند سدیم آب را تجزیه میکند و ئیدرات کلسیم میدهد. از املاح فراوان این فلز یکی کربنات کلسیم است که بصورت سنگها ی آهکی و سنگ مرمر و گل سفید ( گل گیوه ) در طبیعت بسیار فراوان میباشد. دیگر سولفات کلسیم است که آن هم بصورت گچ و آلباتر در طبیعت فراوان است کالسیوم.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 واژه لایملایت یا نور کلسیومی به نوعی از نورپردازی بر روی صحنههای نمایش اشاره دارد.