کساب

لغت نامه دهخدا

کساب. [ ک َ ] ( ع اِ ) گرگ. || ( اِخ ) نام سگی است. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
کساب. [ ک َس س ] ( ع ص ) ورزنده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). بسیار کسب کننده. ( از اقرب الموارد ). کسب کننده. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

ورزنده. بسیار کسب کننده

جمله سازی با کساب

💡 در اسناد هوری و هیتی این کوه به نام هَزی(Ḫazzi:𒄩𒊍𒍣) )و (Ḫazi:𒄩𒍣) آمده است. یونانیان این کوه را کاسیون (Κασιον)و کازیوس (Kazios) گفتند.لین فاکس خاطرنشان می کند: «نام هیتی تا قرن نهم [پیش از میلاد] در فرهنگ نو هیتی تداوم یافت و بنابراین وقتی یونانی ها در سمت شمالی کوه هَزی مستقر شدند، همچنان قله اصلی آن را «کوه کاسیوس» نامیدند.نام‌های تئوفوریک یونانی کاسیودورا (Kassiodora) و کاسیودوروس (Kassiodorus) بیانگر اهمیت مذهبی این کوه نزد یونانیان است شهر کساب در دامنه ی جنوبی آن قرار دارد.