کزایش

لغت نامه دهخدا

کزایش. [ ک ِ / ک ُ ی ِ ] ( ص ) درخورد و لایق باشد. ( برهان ).لایق و درخور و در ادات به کاف فارسی آورده است. ( ازانجمن آرا ) ( آنندراج ). درخور. لایق. سزاوار. ( ناظم الاطباء ). || ( اِ ) چوبی را نیز گویند که خر و گاو را بدان رانند و به کاف فارسی هم آمده است. ( برهان ). چوبی که بدان ستور را رانند. ( ناظم الاطباء ). گزایش. ( حاشیه برهان چ معین ). رجوع به گزایش شود.

جمله سازی با کزایش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 دو رهبر به پیش تو استاده‌اند کزایشان یکی عقل و دیگر هواست

💡 صفتهاست او را هم از ساز او کزایشان شود آگه از راز او

💡 بسی از بزرگان ایران بکشت کزایشان سخنها شنیدی درست

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران