کرچا
لغت نامه دهخدا
کرچا. [ ک ُ ] ( اِخ )دهی است در ناحیه دودانگه در نواحی هزارجریب مازندران. ( از ترجمه سفرنامه مازندران رابینو ص 167 ).
کرچا. [ ک ُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان فریم بخش مرکزی شهرستان ساری. معتدل و مرطوب است و 304 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
دانشنامه عمومی
، روستایی است از توابع بخش دودانگه شهرستان ساری در استان مازندران ایران.
این روستا در دهستان فریم قرار داشته و براساس آخرین سرشماری مرکز آمار ایران که در سال ۱۳۸۵ صورت گرفته، جمعیت آن ۱۴۴نفر ( ۴۲خانوار ) بوده است.
جمله سازی با کرچا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پ) آثار و بازماندهٔ بناهای کهن و برخی اسامی آنها. برای نمونه در روستای کرچا(korcha)زمینهای وسیعی پر از آجرهای پخته از روزگاران قدیم است و در تپههای اطراف آن هم دیوارههای گج اندودیافت شدهاست و جالب تر این که در حوالی این روستا چند نام با پیشوند «شهر» هنوز به کار میرود مثل شهردشت، شهربن که ازتوابه روستای کرسبkoresb میباشد گمان میکنیم در این منطقه بناهای آباد و مظاهر شهری بسیاری وجود داشته که در زلزلهٔ بزرگ پایان قرن هفتم هجری بهطور کامل ویران و با خاک یکسان شدهاست و آن پارههای آجر و اسامی، تنها یادگاران شکوه گذشتهاند.