کرنچ

لغت نامه دهخدا

کرنچ. [ ک َ رَ / رِ ] ( اِ ) کرنج. ( از برهان ) ( آنندراج ). رجوع به کرنج شود.

جمله سازی با کرنچ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از هنرمند آلمانی جوانتری که سبک نقاشی روغنی را در موصل استادی به کار بردند می‌توان به البرت دایرر، هنز هالبین، لوکاس کرنچ اشاره کرد.

💡 کرنچ جز اولین هنرمندانی بود که نقاشی تمام قد با اندازه طبیعی پرداختو این سنت پس از او ادامه یافت.