کربلاء

لغت نامه دهخدا

کربلاء. [ ک َ ب َ ] ( اِخ ) کربلا. اعجمی و معرب است. ( المعرب جوالیقی ص 191 ). موضعی است که حسین بن علی رضی اﷲ تعالی عنهما در آنجا کشته شد. ( منتهی الارب ). مشهد امام حسین صلوات اﷲ علیه و ظاهراً این لفظ در اصل کرب بلا بوده باشد باء اول را حذف کرده اند چرا که چون دو کلمه را ترکیب دهند و آخر کلمه اول و اول کلمه آخر از یک جنس باشند، آخر کلمه اول راحذف کنند. ( آنندراج ). موضعی است در طرف بریه از کوفه که حسین بن علی رضی اﷲ عنه در آنجا کشته شد. ( از معجم البلدان ). شهری است بزرگ به عراق و مرکز استان کربلا بین حله و دیوانیه، نزدیک به سی وپنج هزار تن جمعیت دارد. مشهد امام حسین بن علی بن ابیطالب ( ع ) امام سوم شیعیان اثناعشری بدان شهر است. رجوع به کربلا شود.

جمله سازی با کربلاء

💡 شیعه نیز قبل از ظهور تصوف، پیشوایان خود، علی و فرزندانش را تقدیس می‌کردند، لذا شیعیان در مساجد و حسینیه‌هایی که مخصوص و متعلق به مقتول کربلاء حسین بن علی است، به وفور قبور فراوانی را ایجاد و توسعه دادند.».

💡 سعید العسیلی شاعر لبنانی در سال ۱۹۲۹ م در شارف جبل عامل متولد شد. با تخلص «الشاعر الحزین» در نشریات لبنان شعر می‌سرود. برخی از آثارش عبارتند از: مولد النور، ابوطالب کفیل الرسول، الحسن و علی، ملحمة کربلاء. ملحمة کربلاء در بیش از ۶۰۰۰ بیت دربارهٔ واقعهٔ کربلاست.