کتاب شناس
متضادها
نادان، بیاطلاع
لغت نامه دهخدا
کتاب شناس. [ ک ِ ش ِ ] ( نف مرکب ) کتاب شناسنده. کسی که شناسایی به احوال کتابها و مصنفان و مؤلفان و مترجمان دارد. عالم فن کتاب شناسی. ( فرهنگ فارسی معین ). بصیر در شناخت کتاب.
فرهنگ فارسی
( صفت ) کسی که شنا سایی با حوال کتابها و مصنفان و مولفان و مترجمان دارد عالم فن کتابشناسی.
فرهنگستان زبان و ادب
{bibliologist} [علوم کتابداری و اطلاع رسانی] متخصص شناخت ساختار و محتوای کتاب
جمله سازی با کتاب شناس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 محمدتقی دانشپژوه پدر علم نسخهشناسی ایران و از بزرگترین کتاب شناسان ایران در جهان علم و دانش بود. کتاب «فهرست آثار دانشمندان ایرانی واسلامی درغنا و موسیقی» و چند مقاله دیگر در این باب از آثار چاپ شده اوست. وی در سال ۱۳۶۹ رشته نسخههای خطی و آثار کمیاب را در مقطع کارشناسی ارشد در دانشگاه تهران بنیانگذاری کرد و همچنین در سال ۱۳۷۴ کتابخانه غنی و ارزشمند خود را به کتابخانه و مرکز اسناد مجتبی مینوی، بنیاد شاهنامه فردوسی فعلی اهدا کرد. آثار دانشپژوه بهطور معمول حاوی اطلاعات دست اوّل است. علت آن نیز این است که شاید برای نخستین بار در ایران، او بود که در سطحی گسترده، از آثار خطی برای پژوهشهای علمی و تاریخی استفاده کرد. البته در این زمینه، چهرههایی مانند سعید نفیسی و شماری دیگر هم فعال بودند، اما کارهای دانشپژوه، بیش از دیگران، نتیجه پژوهشهای وی در حوزه فهرستنویسی بود.