کاکولی
مترادفها
چتری، موی پیشانی
لغت نامه دهخدا
کاکولی. ( اِ ) کاکوتی. گیاهی است خوشبوی شبیه به سعتر. ( ناظم الاطباء ).
جمله سازی با کاکولی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ۵.مشاغل خانگی و نانوایی نان محلی کاکولی در استان چهارمحال و بختیاری.
💡 در لباسهای سنتی و فاخر دوران قدیم، استفاده از کاکولیهای ابریشمی با رنگهای درخشان برای تزیین کلاهها و پوششها بسیار رایج و محبوب بود.
💡 هنرمند با دقت بسیار زیاد، یک کاکولی ظریف و پر از نگینهای قیمتی را به لباس عروس طراحی کرد تا شکوه و جلال آن را افزایش دهد.
💡 در نقاشیهای کلاسیک عصر رنسانس، اغلب شاهد استفاده از کاکولیهای رنگارنگ در پوشش اشرافزادگان هستیم که نشاندهنده جایگاه اجتماعی بالای آنهاست.