کاکاو

لغت نامه دهخدا

کاکاو. ( اِ ) نوعی از بازی باشد و آن چنان است که یک کس دستها را بر زمین گذارد و فریاد کند که «کاکاو» و حریفان دیگر از اطراف او درآمده او را در باد شلاق گیرند، او همان طریق دست بر زمین نهاده از عقب حریفان دود و به هر کس که سر پای خود را برساند او را بجای خود آورد.( برهان ) ( آنندراج ) ( شعوری ج 2 ورق 256 ):
بکاو چشمه دل را ز غیر صافی کن
ز لهو و لعب چه بازی چو کودکان کاکاو.آذری طوسی ( از جهانگیری ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) نوعی بازیست و طریق. آن چنین است که یکی دستها را بر زمین گذارد و فریاد کند: [ کاکاو ] و حریفان دیگر از اطراف او در آیند و وی را بباد شق گیرند. او همانطور که دست بر زمین نهاده از عقب آنان میدود و بهر کس که سر پای خود را برساند او را بجای خود آورد: [ بگا و چشم. دل را ز غیر صافی کن ز لهو و لعب چه بازی چو کودکان کاکاو ? ] ( آذری )

دانشنامه عمومی

کاکاو ( به آلمانی: Cacau ) بازیکن فوتبال در پست مهاجم اهل آلمان است.
وی از سال ۲۰۰۹ میلادی عضو تیم ملی فوتبال آلمان بوده است. وی در ۲۳ بازی ملی حضور داشته است و آخرین بازی ملی خود را در سال ۲۰۱۲ میلادی انجام داد. کاکاو در بازی های ملی اش ۶ گل به ثمر رساند.
کاکاو (زاکسن آنهالت). کاکاو ( به آلمانی: Kakau ) یک منطقهٔ مسکونی در آلمان است که در ارانینباوم - وورلیتس واقع شده است. کاکاو ۵۸۲ نفر جمعیت دارد.

جمله سازی با کاکاو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اگر از روغن کاکاو استفاده شود باید درجه حرارت روغن به‌طور دقیق کنترل شود تا باعث از بین رفتن خواص روغن در حرارت‌های بالا نشود.