چینان

لغت نامه دهخدا

چینان. ( ق ) در حال چیدن. رجوع به چیدن شود.

فرهنگ فارسی

در حال چیدن

دانشنامه آزاد فارسی

رجوع شود به:جینان

جمله سازی با چینان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 «انقلاب سرد شده‌است؛ تمام مبانی اش تضعیف شده‌اند؛ تنها کلاه‌های سرخی که دسیسه چینان بر سر می‌گذارند، باقی‌مانده. اِعمال ترور جنایت را بی‌قید ساخته، همان طوری‌که شراب‌های قوی کاخ را بی‌قید می‌سازد.»

💡 تاجر کنعان ندارد صائب این سامان حسن گل یکی از خوشه چینان است گرد خرمنش

💡 زخرمن جوی رزق، از خوشه چینان دست کوته کن که مور پست فطرت دانه از مور دگر گیرد

💡 از سخن چینان تو را اندیشه باد خانه آنها خراب از ریشه باد

💡 گذشتت سنبل از خرمن به خروار به مشتی خوشه چینان را نصابی

💡 منم عرفی امروز کز کشت طبعم بود خرمن افشان کف خوشه چینان

چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز