پیکران

لغت نامه دهخدا

پیکران. [ پ َ / پ ِ ک َ ] ( اِ ) ج ِ پیکر. صور. || صور فلکیه.

فرهنگ فارسی

پیکر صور

جمله سازی با پیکران

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای روز پیکران به مه چارده شبه ناخن چو ماه یک شبه ده ده برآورید

💡 پریچهره با آن پری پیکران شدند از بسی گنج و گوهر گران

💡 به یاد شه آن مشتری پیکران چو زهره کشیدند رطل گران

💡 تا آن زمان که پیکر ما هست بر فلک خالی مباد مجلست از ماه پیکران

💡 گه کشیدن بیرنگ آسمان کبود ز تیر خامه گرفت از دو پیکران پر کار

💡 همه مصاف تو با کوه پیکران باشد بتیغ اگر تو نه خورشیدی این مصاف چرا