پیچانیده

لغت نامه دهخدا

پیچانیده. [ دَ / دِ ] ( ن مف ) نعت مفعولی از پیچانیدن. رجوع به پیچانیدن شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) پیچ داده تاب داده گردانیده.

جمله سازی با پیچانیده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زلف پیچانت چو گیرم بیهده تهمتی بر خویش پیچانیده گیر

روضه یعنی چه؟
روضه یعنی چه؟
تنگه هرمز یعنی چه؟
تنگه هرمز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز