پیروی نمودن

لغت نامه دهخدا

پیروی نمودن. [ پ َ / پ ِ رَ / رُ وی ن ِ / ن ُ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) پیروی کردن. تعاقم. تسدی. تقفی. قرو. تقفر، اقتفار؛ پیروی نمودن و در پی رفتن. تعقبل؛ پیروی نمودن کسی را وپس او آمدن. تعجس؛ پیروی کردن کسی را به کاری. ( منتهی الارب ). نیز رجوع به مجموعه مترادفات ص 84 شود.

فرهنگ فارسی

پیروی کردن تعاقم

جمله سازی با پیروی نمودن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در ماه می ۲۰۲۰، گروهی متشکل از ۳۵ عضو باشگاه بدنسازی بر علیه اداره بهداشت اوهایو، اکتون و اداره سلامت «شهرستان لیک»[ط] در رابطه به محدودیت‌های سلامتی مرتبط با ویروس کرونا اقامه دعوی نمودند و این شکایت باعث شد تا قاضی «یوگین لوچی»[ظ] از دادگاه عمومی شهرستان لیک یک حکم قضایی ابتدایی را صادر نموده و ایالت را از «وضع جرایمی که صرفاً برای عدم پیروی از دستور رئیس» روی باشگاه‌های بدنسازی «تا زمانی که آنها مطابق با مقررات ایمنی قابل تطبیق فعالیت می‌نمایند» منع نماید. ایالت در حال استیناف خواهی است؛ اما مدعیان با وجود برنامه‌های دی‌واین برای باز نمودن مجدد باشگاه‌های بدنسازی به فشارهای خود ادامه می‌دهند.

حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
دولو یعنی چه؟
دولو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز