پیرزاده

پیرزاده

لغت نامه دهخدا

پیرزاده. [ دَ/ دِ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) فرزند پیر و شیخ و مرشد. || پیرزاد.
پیرزاده. [ دَ ] ( اِخ ) ( حاجی... ) محمدعلی بن محمد اسماعیل نائینی از بزرگان اهل ذوق و حال در اواخر قرن سیزدهم و اوائل قرن چهاردهم هجری ( طرائق الحقائق ص 351 ). وی در 1305 هَ. ق. سفری بفرنگستان رفت و در 1306بتهران بازگشت و در لندن با ادوارد براون انگلیسی ملاقات کرد. مکاتباتی نیز در لندن و پاریس و بیروت میان آن دو متبادل شده است. ( تاریخ ادبیات براون مقدمه ٔج 3. یا از سعدی تا جامی ص ج، یا یب، یج، کب، کد ).

فرهنگ فارسی

محمد علی بن محمد اسماعیل نائینی از بزرگان اهل ذوق و حال

دانشنامه عمومی

پیرزاده یک روستا در ایران است که در دهستان گرده واقع شده است. پیرزاده ۳۸ نفر جمعیت دارد.

جمله سازی با پیرزاده

پیرزاده در حالی آزاد شد که قادر به حرکت نبود و وزنش به شصت کیلوگرم رسیده بود.
به گزارش هرانا در تیرماه ۱۴۰۱ خالد پیرزاده در شرایط اسفناکی قرار داشت و از خدمات درمانی محروم مانده‌است. با ۴۰ کیلوگرم کاهش وزن مواجه شده و معده وی تحمل هیچ غذایی را ندارد. همچنین وکیل خالد پیرزاده دربارهٔ وخامت حالش گزارش داد که ویلچر نشین شده و دچار بی‌اختیاری ادرار شده‌است.
ریاض حسین پیرزاده وزیر حقوق بشر پاکستان در دیدار با سفیر ایران در اسلام‌آباد خصوص روابط تهران و ریاض اینگونه بیان کرد: نزدیکی ایران و عربستان گامی بلند به سمت صلح و ثبات در خلیج فارس خواهد بود و کل جامعه مسلمانان را نیز در یک مسیر قرار می‌دهد.
خالد پیرزاده یا کوشان پیرزاده قهرمان پرورش اندام، فعال مدنی، فعال سیاسی مشروطه‌خواه و زندانی سیاسی سابق اهل ایران است.
رضا پیرزاده سیاست‌مدار ایرانی بود، که در دوره بیست و سوم به‌عنوان نماینده قوچان در مجلس شورای ملی حضور داشت.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم
متمایز
متمایز
چهارپایان
چهارپایان
شهرت
شهرت
فال امروز
فال امروز