پیرانبار
لغت نامه دهخدا
پیرانبار. [ اَم ْ ] ( اِخ ) دهی از دهستان حاجیلو بخش کبودراهنگ شهرستان همدان. واقع در 21 هزارگزی باختری قصبه کبودرآهنگ و 5 هزارگزی باختر حصار. تپه، ماهور، سردسیر، دارای 220 تن سکنه. آب آن از قنات. محصول آنجا غلات و لبنیات. شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است و تابستان از حصار اتومبیل میتوان برد. ( فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
فرهنگ فارسی
دهی از دهستان حاجیلو بخش کبودراهنگ شهرستان همدان
جمله سازی با پیرانبار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تپه پیر انبار مربوط به دوره اشکانیان - سدههای اولیه، میانه و متاخر دورانهای تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان کبودرآهنگ، بخش مرکزی، دهستان سرداران، جنوب شرقی روستای پیرانبار واقع شده و این اثر در تاریخ ۷ اسفند ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۲۱۶۰۳ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 تپه پیر انبار شماره ۳ مربوط به دوره اشکانیان - سدههای اولیه و میانه دورانهای تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان کبودرآهنگ، بخش مرکزی، دهستان راهب، روستای پیرانبار واقع شده و این اثر در تاریخ ۷ اسفند ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۲۱۶۱۲ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 تپه پیرانبار شماره ۲ مربوط به دوره اشکانیان - سدههای اولیه، میانه و متاخر دورانهای تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان کبودرآهنگ، بخش مرکزی، دهستان سرداران، جنوب شرقی روستای پیرانبار واقع شده و این اثر در تاریخ ۷ اسفند ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۲۱۵۷۷ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.