پنو

لغت نامه دهخدا

پنو. [ پْن ُ / پ ِ ن ُ ] ( فرانسوی، اِ ) لاستیک چرخهای ماشینهای سبک و اتوموبیلها.

فرهنگ فارسی

لاستیک چرخهای ماشینهای سبک واتوموبیلها

جمله سازی با پنو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 این مکان جایگاه بسیاری از دریاچه‌ها و از جمله دریاچه ولگو، دریاچه پنو، دریاچه سلیگر، دریاچه بروسنو و دریاچه والدایسکویه.

💡 باورهای خرافی مثل زوزه شغال، بانگ مرغ، دیدن زن در شروع مسافرت بر سر راه و…, نیز وجود داشت و اکنون نیز به ندرت دیده می‌شود. در آئین سنتی ۲۶ عید ماه که هر ساله در پایان ماه تیر برگزار می‌شود اهالی بیاد درگذشتگان و نیاکان خود در کنار مزار (قبر) آن‌ها به مرثیه خوانی، پذیرای و برپائی ورزش‌های سنتی اهتمام می‌ورزند. از رسوم جالب دیگر منطقه، مراسم پنو می‌باشد که خاص دامداران و دامپروران بوده و بیشتر در زمان انتقال دام‌ها به نواحی ییلاقی و ارتفاعات اجرا می‌شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران