وغول

لغت نامه دهخدا

وغول. [ وُ ] ( ع مص ) درآمدن در چیزی و نمایان شدن یا دور شدن و رفتن. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || در میان درخت پنهان شدن. ( از اقرب الموارد ) ( تاج المصادر ).

جمله سازی با وغول

💡 مثال كوچكش پيروزى انقلاب اسلامى ايران در 22 بهمنسال 1357 در سرزمين خود ما بود كه مردم با رهبرى صحيح با مشتهاى خالى همه اسلحههاى مدرن و پيچيده را در اختيار خود در آوردند، وغول شاهنشاهى را سرنگون نمودند و مشابه اين مسئله در دنيا كم نيست مانند: فروپاشىغول كمونيسم در شوروى سابق و نقاط ديگر.

💡 وظيفه او تخم گذارى است. روزى سى عدد تخم مى گذارد. ده عدد در مشرق و ده عدد درمغرب و ده عدد زمين، از هر تخمى عده اى از شياطين و عفريت ها وغول ها و جن بيرون مى آيند كه تمام آنها دشمن انسان اند.(255)

💡 قرآن به شيطان پرستى اعراب تصريح مى كند. اعراب مدعى بودند كه جن وغول و اشباه مختلف ديگرى را ديده اند و با آنها حرف زده اند. در اساطير عرب جاهلى آمدهاست كه شخصى افسانه اى با يك غول ماده ازدواج كرده است و داراى فرزندانى بوده است. اعراب باور داشتند كه غول را با يك ضربه شمشير بايد كشت.

💡 معبد ((العذى )) در ((نحله )) بين مكه و طائف قرار داشت. ((قزح )) خداى طوفان بودو ((لات )) خداى آفتاب شمرده مى شد. ((منا)) به معناى مرگ از ريشه ((منيه )) كهجمع آن ((منايا)) و ((منوات )) است، در نزد اقوام كنعانى مورد پرستش بود. ((مناف ))خداى ديگر اعراب بود. ((ود)) خداى اعراب بود. اعراب به روح و جن وغول پرستى معتاد بودند.

سیرت یعنی چه؟
سیرت یعنی چه؟
گده یعنی چه؟
گده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز