لغت نامه دهخدا
وغن. [ وَ غ َ ] ( اِ ) بازوبند. ( فرهنگ اسدی ). در فرهنگ اسدی لغت غن به معنی دستاورنجن آمده با شاهدی از شاعری که نامش معلوم نیست، و می نماید که حرف واو در آغاز کلمه زاید باشد. رجوع به غن شود.
وغن. [ وَ غ َ ] ( اِ ) بازوبند. ( فرهنگ اسدی ). در فرهنگ اسدی لغت غن به معنی دستاورنجن آمده با شاهدی از شاعری که نامش معلوم نیست، و می نماید که حرف واو در آغاز کلمه زاید باشد. رجوع به غن شود.
باز و بند در فرهنگ اسدی لغت غن بمعنی دستاور نجن آمده با شاهدی از شاعری که نامش معلوم نیست و می نماید که حرف واو در آغاز کلمه زاید باشد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تقسیم بندی سهم (حراثه) از دموکراتیکترین نحوههای تقسیم مالکین اراضی و کشاورزی است. سهم برای همهاست. پیر وجوان، پیر زن و پیر مرد وفقیر وغنی فرق نمیکند.