لغت نامه دهخدا
واجب الاذعان. [ ج ِ بُل ْ اِ ] ( ع ص مرکب ) چیزی که اقرار به آن ناگزیر بود. ( ناظم الاطباء ): فرمان واجب الاذعان صدور یافت. ( حبیب السیر ج 3 ص 155 ).
واجب الاذعان. [ ج ِ بُل ْ اِ ] ( ع ص مرکب ) چیزی که اقرار به آن ناگزیر بود. ( ناظم الاطباء ): فرمان واجب الاذعان صدور یافت. ( حبیب السیر ج 3 ص 155 ).
ویژگی آنچه اقرار و اذعان به آن واجب است.
چیزیکه اقرار بان ناگزیر بود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در حديث گذشت كه سليمان ختنه كرده متولد شد (249) و نقش نگين انگشتر آن حضرتاين بود: سبحان من الجم الجن بكلماته (250) يعنى منزه است خداوندى كه لجام كردجنيان را به كلمات خود يعنى مسخر گردانيد ايشان را به نامهاى بزرگ خود يا بهفرمان واجب الاذعان خود.