هستبر

لغت نامه دهخدا

هستبر. [ هََ ب َ ]( اِخ ) یکی از صور فلکی شمالی که به تازی ثعبان گویند. ( ناظم الاطباء ) ( اشتینگاس ). رجوع به هشتنبر شود.

جمله سازی با هستبر

💡 و اين آيه شريفه هيچ دلالتى بر اين معنا ندارد كه افراد مورد بحث منافقين بوده اند،همانطور كه بعضى از مفسرين پنداشته اند، بلكه امر از نظر اتصالى كه در سياق هستبر عكس است يعنى با در نظر گرفتن سياق آيه شريفه بر خلاف ايناحتمال دلالت دارد.

💡 مساءله 5 - اگر در مورد لوث (يعنى جائى كه اماراتى در بين هستبر اينكه قاتل فلان كشته فلان شخص است ) يكى از اولياء كشته ادعاء كند كه آنشخص قاتل كشته او است و ولى ديگر ميت او را تكذيب كند اين تكذيب ضررى به مسئلهلوث نمى زند بلكه مدعى همچنان قولش مسموع است و اگر بخواهد حق خود را ثابت كندبايد قسامه بياورد و اگر ندارد بيست و پنج سوگند ياد كند، بله اگر لوث به خاطرشهادت يك نفر را مثلا حاصل گشته بعيد نيست بگوئيم انكار ولى ديگرمقتول شهادت آن يك نفر را خنثى نموده لوث را از بين ببرد،حاصل كلام اينكه مقامات مختلف است.