هزهز

لغت نامه دهخدا

هزهز. [ هَُ هَُ ] ( ع ص ) آب بسیار و روان. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || بئر هزهز؛ چاه دورتک. ( منتهی الارب ). چاه عمیق. ( از اقرب الموارد ). || نهر هزهز؛ جوی جنبان. ( منتهی الارب ). که موج زند از صافی. ( از اقرب الموارد ).
هزهز. [ هَُ زَ هَِ ] ( ع ص ) آب بسیار و روان. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || صاف از آب و شمشیر: ماء هزهز و سیف هزهز؛ صاف. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

آب بسیار و روان صاف

جمله سازی با هزهز

💡 اشتاد رستاق صاحب دختری زیبا می‌شود و این دختر به خواب پادشاه بلخ کهن می‌آید و پادشاه بلخ دستور می‌دهد تا این دختر را پیدا کنند و بابت این امر جایزه خوبی دریافت کنند که این امر محقق نشد و خود پادشاه بلخ به ایران می‌آید و بعد از جست جو زیاد این دختر زیبا را در دهستان اهلم که در قدیم بندرگاه تجاری شمال ایران بود پیدا می‌کند و با شکوه مقام والا به بلخ می‌برد و بعد آن پادشاه بلخ گفت ای دختر شاد باش و خواسته خویش را بیان کن و او گفت در ولایت ما آبی است که هزهز رودخانه فعلی هراز نام دارد و خوب است به دستور شما شهری در آنجا احداث شود که به دستور شاه در آن جا شهری آباد و با کاخ‌ها و قصرها و خانقاه ساختند و کناره آن را خندق کندند تا از دشمن آسیب‌پذیر نباشد و این شهر به نام زن پادشاه شهر کهن بلخ «آمله» گرفته شد که معنی آن این است یعنی تو را مرگ مباد. شهر آمل دارای چهار دروازه به نام‌های دروازه گیل، دروازه گرگان، دروازه کوهستان، و دروازه دریا و قلمرو بود.

اوبی یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز