هدان
لغت نامه دهخدا
هدان. [ هَِ ] ( ع ص ) گول گران سنگ. ج، هُدن. ( منتهی الارب ). الاحمق الجافی الوخم الثقیل فی الحرب. ( اقرب الموارد ).
هدان. [ هَِ دْ دا ] ( اِخ ) موضعی است به حمی ضریه. ( معجم البلدان ).
فرهنگ فارسی
گول گران سنگ
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی هَدَانِ: مرا هدایت کرد(مخفف "هدانی".اصل در معنی این کلمه بازگشتن است )
ریشه کلمه:
ن (۲۳۵ بار)هدی (۳۱۶ بار)ی (۱۰۴۴ بار)
جمله سازی با هدان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ابراهيم در پاسخ آنها گفت، (چرا درباره خداوند يگانه با من گفتگو و مخالفت مىكنيد، در حالى كه خداوند مرا در پرتو دلائل منطقى و روشن به راه توحيد هدايت كرده است؟) (قال ا تحاجونى فى الله و قد هدان ).