لغت نامه دهخدا
نیم کاری. ( حامص مرکب ) مزدوری. ( فرهنگ فارسی معین ):
در از لعلش به درج تنگ باری
مه از رویش به شغل نیم کاری.امیرخسرو ( از انجمن آرا ).|| شاگردی. ( فرهنگ فارسی معین ).
نیم کاری. ( حامص مرکب ) مزدوری. ( فرهنگ فارسی معین ):
در از لعلش به درج تنگ باری
مه از رویش به شغل نیم کاری.امیرخسرو ( از انجمن آرا ).|| شاگردی. ( فرهنگ فارسی معین ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مرد مردان آنکه کاری گفت کرد مرد نبود بلکه باشد نیم مرد
💡 در اواخر سال ۲۰۰۸ حداد اعلام کرد که در حال آماده کردن کاری دو نفره با آلیشا کیز است. اما برای شروع این کار نیم میلیون دلار درخواست شده بود که این مبلغ برای یک تکآهنگ بسیار زیاد بود، در عوض دیانا یک کار دونفری دیگری با خواننده کانادایی لبنانی کارل ولف به پایان رساند.