نقش خواندن
مترادفها
نقش بازی کردن، ایفای نقش
لغت نامه دهخدا
نقش خواندن. [ن َ خوا / خا دَ ] ( مص مرکب ) در قمار دست حریف را روکردن و از او بردن. || کنایه از پی بردن به وضع خود و آگاه بودن از خویشتن خویش:
فانی آن شد که نقش خویش نخواند
هرکه این نقش خواند باقی ماند.نظامی.- نقش غلط خواندن؛ گمراه شدن. اشتباه کردن:
گفتی که حافظ این همه رنگ و فسوس چیست
نقش غلط مخوان که همان لوح ساده ایم.حافظ ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
در قمار دست حریف را رو کردن و از او بردن. یا کنایه از پی بردن به وضع خود و آگاه بودن از خویشتن خویش.
جمله سازی با نقش خواندن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دو عالم سرنوشت از نقش پایی میتوان خواندن در این ره گر همه خضر است پا از سر نمیداند
💡 در طول ضبط آلبوم غریبهای در همهٔ ما توسط گروه دوباره شکلگرفتهٔ رینبو در ۱۹۹۵، نایت هم به همکاری پرداخت و بهعنوان خوانندهٔ زمینه آواز خواند. در آن زمان نایت و بلکمور آلبوم نخستینشان را آماده کرده بودند. توانایی خواندن نایت موجب شد که نقش خوانندهٔ اصلی را برعهده گیرد. پروژهٔ دونفرهٔ آنها در ۱۹۹۷ میلادی با نام «بلکمورز نایت» آغاز شد که ترکیبی است از نامهای دو عضوش. این گروه دارای اعضای موقت دیگری هم میباشد.