نفوع
مترادفها
نفوذ، رسوخ
لغت نامه دهخدا
نفوع. [ ن َ ] ( ع ص ) مرد بسیارسود. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). کثیرالنفع. ( اقرب الموارد ). ج، نُفع.
جمله سازی با نفوع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کنون یکی ز دو مقصود من ز لطف بر آر بهشکر آگه خدایت بهخلقخواست نفوع