لغت نامه دهخدا
نغولی. [ ن ُ ] ( حامص ) عمق. ( ناظم الاطباء ). نغول بودن. ژرف و عمیق بودن. رجوع به نغول شود. || تعمق. غور. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ).
نغولی. [ ن ُ ] ( حامص ) عمق. ( ناظم الاطباء ). نغول بودن. ژرف و عمیق بودن. رجوع به نغول شود. || تعمق. غور. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ).
عمق ٠ نغول بودن ٠ ژرف و عمیق بودن ٠ یا تعمق ٠ غور ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نغولی بود وزیرش چشمهٔ آب فلاطون مانده آنجا سینه پُر تاب