نظر انداختن
مترادفها
نگاه کردن، چشم دوختن، هدف گرفتن
متضادها
چشم پوشیدن، نادیده گرفتن
لغت نامه دهخدا
نظر انداختن. [ ن َ ظَ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) دیدن. افکندن نگاه.( ناظم الاطباء ). نگاه کردن. تماشا کردن:
نور هر دو چشم نتوان فرق کرد
چون که در نورش نظر انداخت مرد.مولوی.نظر به روی تو انداختن حرامش باد
که جز تو در همه عالم کسی دگر دارد.سعدی.نظر به روی تو صاحبدلی نیندازد
که بی دلش نکند چشمهای فتانت.سعدی. || توجه کردن. نگریستن. التفات کردن:
تو خود به صحبت امثال ما نپردازی
نظر به حال پریشان ما نیندازی.سعدی.به حسن خال و بناگوش اگر نگاه کنی
نظر تو باقد و بالای خود نیندازی.سعدی.|| تأمل کردن. فکر کردن. دقت کردن: گفتم بیندیشم و دی و دوش در این بودم و هر چند نظر انداختم صواب نمی بینم. ( تاریخ بیهقی ص 259 ).
فرهنگ فارسی
دیدن. افکندن نگاه. نگاه کردن. تماشا کردن. یا توجه کردن. نگریستن. التفات کردن. یا تامل کردن. فکر کردن. دقت کردن.
جمله سازی با نظر انداختن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 (قال ) خداى تعالى به موسى فرمود: (لن ترانى ) تو ابدا مرا نخواهى ديد،(و لكن انظر الى الجبل ) معلوم مى شود كوهى درمقابل موسى (عليه السلام ) مشهود بوده كه خداى تعالى با لام عهد(الجبل ) اشاره به آن نموده، (فان استقر مكانه فسوف ترينى ) به اين كوه نگاه كنكه من اينك خود را براى آن ظاهر مى سازم، اگر ديدى تاب ديدار مرا آورد و بر جاى خوداستوار بماند، بدانكه تو هم تاب نظر انداختن به من و ديدن مرا دارى، (فلما تجلىربه للجبل ) و وقتى تجلى كرد و براى كوه ظاهر گرديد (جعله دكا) با تجلى خودآن را درهم كوبيد و در فضا متلاشيش ساخت و پرتابش كرد، (و خر موسى صعقا)موسى از هيبت منظره افتاد و از دنيا رفت، و يا بيهوش شد، (فلما افاققال سبحانك تبت اليك ) وقتى به هوش آمد گفت: منرهى تو و من درباره درخواستى كهكردم توبه نموده (و انا اول المؤ منين ) و اولين كسى هستم كه درباره ناديدنى بودنتو ايمان آورده ام.
💡 مساءله 26 - براى زن جائز است به پسر بچه مميز نظر بيندازدمادامى كه پسر بچه بحد بلوغ نرسيده باشد، و بنابر اقوى بر زن واجب نيست خود رااز چنين كودكى بپوشاند مگر آنكه بحدى رسيده باشد كه نظر انداختن او و نظر كردنزن به او منشا فوران و تحريك شهوت باشد، كه در اين صورت بنابر اقوى واجب استبپوشاند، و اما در صورتيكه فعلا تحريك نمى كند لكن ريبه در كار هست يعنى بيم آنهست كه بعدها كودك را بدنبال او بكشاند بنابر احتياط واجب است.
💡 او در میان جمعیتی که در حال بحث بودند، نگاهی گذرا به اطراف انداخت تا ببیند آیا کسی توجه آنها را به موضوع جلب کرده است.
💡 وقتی معلم وارد کلاس شد، تمام دانشآموزان با هیجان به سمت او نظر انداختند تا واکنش وی را نسبت به نتایج امتحان ببینند.
💡 او قبل از تصمیمگیری نهایی، نگاهی به اسناد و مدارک موجود انداخت تا از صحت اطلاعات کسب شده در مورد این پروژه اطمینان یابد.