نذالت

لغت نامه دهخدا

نذالت. [ ن َ ل َ ] ( ع مص ) رذالت. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به نذالة شود.
نذالة. [ ن َ ل َ ] ( ع مص ) فرومایه گردیدن. کمینه گردیدن. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). خسیس شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). نُذولة. ( منتهی الارب ). پست شدن. نذالت. || فرومایه بودن در دین یا تبار. ( از المنجد ).

فرهنگ معین

(نَ لَ ) [ ع. نذالة ] (اِمص. ) فرومایگی، پستی.

فرهنگ عمید

فرومایگی، ناکسی، خواری.

ویکی واژه

فرومایگی، پستی.

جمله سازی با نذالت

💡 ((مدينه نذالت )) جامعه اى است كه افراد آن جامعه براىنيل به ثروت انبوه و مال و تكاثر به تعاون و يارى يكديگر پرداخته و هدف آنها درجمع مال بيش از حد نياز خود فقط رسيدن به ثروت است و آنها را جز در ضروريات موردنياز بدن خرج نمى كنند و راه رسيدن به آن نيز يا حرفه خاص و يا راههاى رايج درمملكت مى باشد و رهبر آن جامعه كسى است كه در جمع و حفظ سرمايه ها كاملتر و درراهنمايى مردم در اين مسير تواناتر باشد. و راه كسب و كار آن مردم امورى ازقبيل تجارت و كارگرى و دامدارى و كشاورزى و صيادى و احيانا دزدى مى باشد.

افتخار یعنی چه؟
افتخار یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز