ناکل
مترادفها
بازدارنده، رویگردان
متضادها
مطیع، فرمانبردار
لغت نامه دهخدا
ناکل. [ ک ِ ] ( ع ص ) ترسنده سست و ضعیف دل. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). الضعیف الجبان. ( معجم متن اللغة ) ( از المنجد ) ( اقرب الموارد ). ترسنده. || قاصر در امور. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). ضعیف در کارها. || بازایستاده از سوگند. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). ( آنندراج ). بازایستنده از سوگند و قول و عهد.
فرهنگ فارسی
ترسنده سست و ضعیف دل
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی نَّأْکُلَ: که بخوریم
ریشه کلمه:
اکل (۱۰۹ بار)
جمله سازی با ناکل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سامانتا فیش در شهر کانزاسسیتی ایالت میزوری بزرگ شد. او در آغاز سازهای کوبهای (درامز (مینواخت اما در ۱۵ سالگی به گیتارنوازی روی آورد. سامانتا فیش برای شنیدن موسیقی بلوز هنرمندان مختلفی که از نقاط مختلف به سالن ناکلهدز (نام: به معنی تالار خِنگها) شهر کانزاسسیتی میآمدند مکرراً به آن محل میرفت. سامانتا فیش پس از ۱۸ سالگی به خوانندگان و گروههای موسیقی که در سالن ناکلهدز برنامه داشتند پیوست.