نامستعد

لغت نامه دهخدا

نامستعد. [ م ُ ت َ ع ِ ] ( ص مرکب ) بی استعداد. احمق. نادان. ( ناظم الاطباء ): استعداد بی تربیت دریغ است و تربیت نامستعد ضایع. ( گلستان ). || ناآماده. غیرمهیا. نابسیجیده. که آماده و مستعد نیست.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - آنکه مستعدنیست ناشایسته نالایق: [استعدادبی تربیت دریغ است وتربیت نامستعد ضایع ] ۲ - نا آماده مقابل مستعد.

جمله سازی با نامستعد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از بنی‌آدم ندیدم محتشم مانند تو وصل را نامستعدی انس را ناقابلی

قرخ بلاغ یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز