نابردباری
مترادفها
بیصبری، بیتابی، بیحوصلگی
متضادها
بردباری، صبر، تحمل
لغت نامه دهخدا
نابردباری. [ ب ُ ] ( حامص مرکب ) مقابل بردباری. خلاف حلم. تیزمغزی. آتش سری.
فرهنگ فارسی
بی صبری ناشکیبایی مقابل بردباری.
جمله سازی با نابردباری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشته است، میتوان به نابردباری، سرخها، ایزادورا، رگتایم، ادوارد و خانم سیمپسون و ریتز اشاره کرد.
💡 از فیلمهایی که وی در آن نقش داشته است، میتوان به آسیاب سرخ، نابردباری، گوشهای در گندم و جنگ زن و مرد اشاره کرد.