میز کناری
مترادفها
میز جانبی
فرهنگستان زبان و ادب
{sideboard} [گردشگری و جهانگردی] میزی قفسه دار در غذاخوری ها برای نگهداری لوازم روی میز، مانند رومیزی و دستمال سفره و نمکدان و ظروف غذاخوری به جز بشقاب و لیوان
ویکی واژه
میزی قفسهدار در غذاخوریها برای نگهداری لوازم روی میز، مانند رومیزی و دستمالسفره و نمکدان و ظروف غذاخوری بهجز بشقاب و لیوان.
جمله سازی با میز کناری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هنگامی که نقاش انگلیسی (Nina Hamnett) در ۱۹۱۴ به مونپارناس وارد شد، در اولین روز حضورش مرد خندان میز کناری در کافه خودش را «مودیلیانی؛ نقاش و یهودی» معرفی کرد.
💡 من تمام کتاب های مورد نیازم را روی میز کناری قرار دادم تا در هنگام مطالعه و تحقیق، دسترسی بسیار راحتی به آنها داشته باشم و وقتم تلف نشود.
💡 وقتی مهمانان وارد اتاق شدند، او با عجله یک ظرف کوچک حاوی شیرینی های خانگی را روی میز کناری قرار داد تا پذیرایی از آنها به درستی انجام شود.
💡 نور ملایم چراغ مطالعه ای که بر روی میز کناری قرار داشت، فضای بسیار آرام و مناسبی را برای مطالعه طولانی در ساعات پایانی شب فراهم کرده بود.