موقعه

لغت نامه دهخدا

( موقعة ) موقعة. [ م َ ق َ / ق ِ ع َ ] ( ع اِ ) فرودآمدن جای مرغ. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). جای فرودآمدن مرغ. ( ناظم الاطباء ).
موقعة. [ م ُ وَق ْ ق َ ع َ ] ( ع ص ) پیکانهای به سنگ و فسان تیزکرده: نصال موقعة. ( از ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

پیکانهای به سنگ و فسان تیز کرده ٠

جمله سازی با موقعه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اين ذكر را مكرر مى نمودم و عهد كردم كه اين حالت را به كلى ترك نمايم، كمى ماند كهبه من برسند، ناگاه صدائى بلند شد كه به مردم متعرض نشويد كه گوهر گم شدهپيدا گرديد، من از شدت فرح و شادى چيزى نمانده بود كه بميرم، لذا از آن موقعه اينذكر شريف را مداومت مى نمايم (100)

قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز