لغت نامه دهخدا
موریات. ( ع ص، اِ ) ج ِ موریة. اسبهایی که از برخورد سمشان با سنگ آتش برمی آید. قوله تعالی: فالموریات قدحاً. ( از ناظم الاطباء ). و رجوع به موریة شود.
موریات. ( ع ص، اِ ) ج ِ موریة. اسبهایی که از برخورد سمشان با سنگ آتش برمی آید. قوله تعالی: فالموریات قدحاً. ( از ناظم الاطباء ). و رجوع به موریة شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فرمانروا یک ارباب زمان ظالم است که آرزوی تسلط بر کل جهان را دارد و او دشمن دکتر است. او را میتوان همانند پروفسور موریاتی در شرلوک هولمز تصور کرد.