ممتحق

لغت نامه دهخدا

ممتحق. [ م ُ ت َ ح ِ ] ( ع ص ) منسوخ. متروک. سوخته شده. ( از ناظم الاطباء ). سوخته شونده. ( آنندراج ). || کاسته و کم شده. ( ناظم الاطباء ). کاهنده. ( آنندراج ). || محو و نابود شده. || پاک و پاکیزه. ( ناظم الاطباء ). رجوع به امتحاق شود.
ممتحق. [ م ُ ت َ ح َ ] ( ع ص ) محو و نابود. باطل و ضایع. تباه. متروک:
سبزوار است این جهان و مرد حق
اندر اینجا ضایع است و ممتحق.مولوی ( مثنوی ).

جمله سازی با ممتحق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سبزوارست این جهان و مرد حق اندرین جا ضایعست و ممتحق

پژواک یعنی چه؟
پژواک یعنی چه؟
مادربزرگ یعنی چه؟
مادربزرگ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز