ملزمی
کلمه «ملزمی» واژهای عربیالاصل است که در زبان فارسی به کار رفته و به معنای چیزی است که بر عهده یا ذمه فرد ثابت شده باشد. این واژه معمولاً زمانی استفاده میشود که شخص به انجام تعهدی اعتراف کرده یا مسئولیتی را پذیرفته است. بنابراین «ملزمی» به امری اشاره دارد که انجام آن الزامی و بر شخص واجب شده است. در کاربرد حقوقی یا رسمی، این کلمه میتواند به بدهی، تعهد یا وظیفهای گفته شود که فرد نسبت به آن پاسخگو است. مفهوم اصلی آن نشاندهنده نوعی الزام و پایبندی است که از سوی فرد پذیرفته شده باشد. به بیان سادهتر، هر کاری که شخص قبول کرده انجام دهد و بر او لازم شده باشد، میتواند «ملزمی» نامیده شود. این واژه بیشتر در متون قدیمی و ادبی دیده میشود و در گفتار روزمره کمتر استفاده میگردد. ریشه آن در زبان عربی است و به معنای لازم و ثابتشده بر عهده فرد میآید. در نتیجه، «ملزمی» بیانگر مسئولیتی است که به طور رسمی یا با اقرار، بر گردن شخص قرار گرفته باشد. به طور کلی معنای آن چیزی است که الزامآور بوده و فرد موظف به انجام یا پذیرش آن است.
مترادفها
ضروری، لازم، اجباری
متضادها
اختیاری
لغت نامه دهخدا
ملزمی. [م ُ زَ ] ( اِ ) مأخوذ از تازی، هر آنچه بر ذمه کسی ثابت شده و اقرار به آن کرده باشد. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
ماخوذ از تازی هر آنچه بر زمه کسی ثابت شده و اقرار به آن کرده باشد.
جمله سازی با ملزمی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از اهتزاز عیش جهانی به رقص و تو افسرده چون مجادلِ از خصم ملزمی
💡 رعایت تمامی پروتکلهای ایمنی در محیط کار برای تکتک کارکنان یک امر ملزمی و حیاتی است تا از بروز حوادث ناگوار جلوگیری شود.
💡 حضور در جلسه شورای عالی تصمیمگیری برای مدیران بخشهای مختلف شرکت، یک اقدام ملزمی جهت هماهنگی بیشتر در اجرای پروژههای جدید است.
💡 دریافت مجوزهای قانونی از سوی سازمانهای مربوطه پیش از شروع هرگونه فعالیت ساختمانی، امری ملزمی و اجتنابناپذیر برای تمامی سازندگان است.