لغت نامه دهخدا
معروشات. [ م َ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ معروشة. ( ناظم الاطباء ). رجوع به معروشة شود. || کروم معروشات؛ درختهای رز وادیج بسته. ( ناظم الاطباء ).
معروشات. [ م َ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ معروشة. ( ناظم الاطباء ). رجوع به معروشة شود. || کروم معروشات؛ درختهای رز وادیج بسته. ( ناظم الاطباء ).
[ویکی الکتاب] معنی مَّعْرُوشَاتٍ: داربستی شده ها (از عرش به معنای داربست و آلاچیق است، یعنی سقفی که بر روی پایههائی زده میشود، تا بوتههای مو را روی آن بخوابانند. مانند عبارت " جنات معروشات و غیر معروشات "سقف خانه را هم از همین رو عرش مینامند فرقش با سقف این است که سقف تنها به طاق...
ریشه کلمه:
عرش (۳۳ بار)
مفسران در تفسیر کلمه «مَعْرُوش» و «غَیْرَ مَعْرُوش» از مادّه «عَرْش» سه احتمال داده اند:
حفاظت می شود و «غَیْرَ مَعْرُوش» درختان بیابانی و جنگلی و کوهستانی است.
ولی معنای اول مناسب تر به نظر می رسد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در تفسير نور الثقلين كه تفسير روايى است و روايات شرح انفسى قرآن كريم اند آمدهاست كه: (محمد بن اسحاق المدنى عن ابى جعفر عليه السلامقال: سئل رسول الله صلى اللّه عليه و آله و ذكر حديثا طويلايقول فيه صلى اللّه عليه و آله حاكيا حال اهل الجنه ) تا آنجا مى فرمايد: انواعميوه ها در بهشت وجود دارد به ولى الهى گفته مى شود: (يا ولى الله كلنىقبل ان تاكل هذا قبلى، قال: و ليس من مومن فى الجنه الا و له جنان كثيره معروشات و غيرمعروشات و انهار من خمر و انهار من ماء غير آسن و انهار من لبن و انهار منعسل فاذا ولى الله بغذائه اتى بما تشتهى نفسه عند طلبقه الغذاء من غيران يسمىشهوته )