مصنوعه
مترادفها
مصنوعی، ساختهشده، تولیدشده
متضادها
طبیعی، خام، بکر
لغت نامه دهخدا
( مصنوعة ) مصنوعة. [ م َ ع َ ] ( ع ص ) مؤنث مصنوع. ج، مصنوعات. ( ناظم الاطباء ). رجوع به مصنوع و مصنوعات شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) مونث مصنوع جمع: مصنوعات
جمله سازی با مصنوعه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زیر گنبد و ایوان مصنوعه دو گوشواره، ۲ شبستان است که مجموع مسجد را تشکیل میدهد. بیرون شبستان دو ایوان قرار گرفته که جزء مسجد میباشد.