مذوق

لغت نامه دهخدا

مذوق. [ م َ ] ( ع ص ) چشیده شده. ( یادداشت مؤلف ).
- مذوقات؛ چشیده ها. ( فرهنگ فارسی معین ). مقابل مبصرات و مسموعات و مشمومات و ملموسات. ( یادداشت مؤلف ).
|| مذیق؛ شیر آمیخته با آب.( یادداشت مؤلف از بحر الجواهر ).

فرهنگ معین

(مَ ) [ ع. ] (اِمف. ) چشیده شده.

ویکی واژه

چشیده شده.

جمله سازی با مذوق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 توجه بيشترى كنيد: خطا و لغزشهاى هر يك از ما نسبت به شما بسيار اندك است، زيراگناه و اشتباه هر يك از ما به همان اندازه است كه قدرت حكمفرمائى دارد، مثلا رفيق عزيزما گوش اندازه حكومتش شنيدنيهاست و بغير آن قدرت تصرف ندارد، و يا خودبنده توانائيم در حد ديدنى هاست، منطقه شكم حد خوردنى ها و منطقه دست و پا حدودمناسب آنهاست، ولى حدود حكومت تو تصرف در هر موجود و موهوم و معدوم، و همچنين درحدود عقليات و خياليات و مسموعات و ملموسات، مبصرات مذوقات و مشموعات مى باشد،بنابراين، خطاها و لغزشهاى تو بى اندازه و عذاب و كيفرت هم بيحد خواهد بود، و ازاين تجزيه و تحليل روشن خواهد شد كه چگونه در قيامت عذاب تو شديدتر و مافوقساير جوارح انسان خواهد بود.

قرون وسطی یعنی چه؟
قرون وسطی یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز