مجمع ساختن

لغت نامه دهخدا

مجمع ساختن. [ م َ م َ ت َ ] ( مص مرکب ) تشکیل انجمن دادن. مجمع ترتیب دادن. گرد هم آمدن: فصیحان عرب همواره به مجمع ساختن و سخنهای عثمان گفتن و فتنه جستن مشغول بودند. ( مجمل التواریخ والقصص ص 284 ). تا مجمعی سازند و آن را بر ملا بخوانند. ( کلیله و دمنه ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) تشکیل مجمع دادن انجمن ساختن: و فصیحان عرب همواره به مجمع ساختن و سخنهای عثمان گفتن و فتنه جستن مشغول بودند.

جمله سازی با مجمع ساختن

💡 و اين معناى كه ما براى آيه كرديم معنايى است كه بخوبى و بدون هيچ زحمت وپيچيدگى در فهم از سياق آيه بدست مى آيد، و لذا ما از شمردن آن محتملات و وجوهخوددارى مى كنيم، زيرا مى بينم شمردن و تكرار آنها جز تحير و مبهم ساختن الفاظ آيهثمره اى ندارد، و اگر كسى طالب باشد كه به آن وجوه اطلاع پيدا كند بايد به جزءهفتم از تفسير روح البيان تاءليف آلوسى و مجمع البيان و تفسير رازى و سايرتفاسير مشروحه مراجعه كند.

💡 با وقوع اعتراضات گسترده به نتایج انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۳۸۸ خوئینی‌ها به طراحی و مدیریت این حوادث متهم شد. او و تشکل متبوعش یعنی مجمع روحانیون مبارز در این انتخابات از میرحسین موسوی حمایت می‌کردند و پس از انتخابات هم موضع سختی در قبال حاکمیت اتخاذ کرده و خواستار ابطال انتخابات و برگزاری رفراندوم در مورد مشروعیت دولت شدند. شخص خوئینی‌ها دو روز پیش از انتخابات در اطلاعیه‌ای با مطرح ساختن احتمال تقلب در انتخابات ریاست جمهوری ایران (۱۳۸۸) از همگان خواسته بود تا برای صیانت از آرای مردم از تمام توان خود استفاده کنند.

کصخل یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
همچنین یعنی چه؟
همچنین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز