متولده
مترادفها
زاده، متولد شده
متضادها
مرده
لغت نامه دهخدا
( متولدة ) متولدة. [ م ُ ت َ وَل ْ ل ِ دَ ] ( ع ص ) تأنیث متولد: ینفع من السدد العارضة فی الکبد والطحال، المتولدة من الرطوبات. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا بدون ذکر مأخذ ).
جمله سازی با متولده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 الفاطمه متولده جسما من ابيها و اما ابوها فهو متولد روحا و تفصيلا من بنتها (لا جسماو لا اجمالا). خذ هذا التحقيق النير العرشى و اغتنم:
💡 در شناسنامه این فرد ذکر شده است که او در یک تاریخ مشخص در یک شهر کوچک و بسیار آرام در شمال کشور متولده شده است.
💡 این کودک که در یک خانواده پرجمعیت و شاد متولده شده، از همان روزهای نخست زندگی، توجه و عشق فراوانی را دریافت میکرد.
💡 بسیاری از هنرمندان بزرگ تاریخ، در شرایط بسیار دشوار و در محیطهای بسیار سادهای به دنیا و متولده شدهاند که شایان توجه است.