این کلمه یک واژه عربی است که در متون قدیم فارسی نیز وارد شده و چند معنای مرتبط با ادرار و دفع بول دارد. در معنای اصلی و رایج، «مبوله» به ظرفی گفته میشود که برای دفع ادرار در آن استفاده میشود و در فارسی امروز میتوان آن را «توالت سیار» یا «ظرف ادرار» دانست. این وسیله در گذشته، بهویژه در بیماران یا افراد ناتوان، برای راحتی در دفع بول به کار میرفته است. در برخی منابع لغوی، «مبوله» به صورت کلی به هر چیزی گفته شده که باعث تحریک یا تسهیل دفع ادرار شود. به همین دلیل در بعضی کاربردها، حتی نوشیدنی یا مادهای که موجب افزایش ادرار شود نیز «مبوله» نامیده شده است. در متون پزشکی قدیم، این واژه گاهی در توصیف ابزارهایی مانند لوله یا وسیلهای برای خروج ادرار نیز به کار رفته است. همچنین در آثار طبی مانند نوشتههای ابنسینا، به ابزار کمکی برای دفع ادرار نیز اشارههایی با این واژه دیده میشود. این واژه امروزه در زبان فارسی کاربرد رایج ندارد و بیشتر جنبه تاریخی و لغوی پیدا کرده است. از نظر ریشهشناسی، «مبوله» از ریشه عربی مرتبط با «بول» به معنای ادرار گرفته شده است. در مجموع، این کلمه به معنای ظرف یا وسیلهای برای دفع ادرار و در برخی موارد هر عامل مرتبط با افزایش یا تسهیل آن است.
مبوله
لغت نامه دهخدا
( مبولة ) مبولة. [ م َب ْ وَ ل َ ] ( ع ص ) سبب کمیز. یقال شراب مبولة.( منتهی الارب ). هر چیز که سبب کمیز و بول گردد. یقال، الشراب مبولة. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
مبولة. [ م ِب ْ وَ ل َ ] ( ع اِ ) کمیزدان که در آن بول کنند. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). قاثاطیر. ( بحر الجواهر ). کمیزدان و بول دان و مبول و گلدان. ( ناظم الاطباء ). ظرف شاش. شاشدانی. گلدان. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
مبوله. [ م ِب ْ وَ ل َ ] ( ع اِ ) مبولة: و هر گاه که آماه اندر مؤخر دماغ باشد بیمار هر چه بگوید و بخواهد در حال فراموش کند چنانکه گاه باشد که مبوله خواهد تا بول کند چون مبوله پیش آرند فرامشت کرده باشد که او خواسته است. ( ذخیره خوارزمشاهی ). || میل برای بیرون کردن بول. ( شیخ الرئیس ابوعلی سینا، از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به ماده قبل شود.
جمله سازی با مبوله
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سپس ابزار جراحی سنگ مثانه را رونمایی میکند: مبوله یک میل بوذ از سیم یا زر یا از برنج میانه کاواک [لوله برنجی توخالی] و بر سر میل سولاخها بسیار [سوراخدار]. جنانک [چنانکه] گویی این میل نایزه استی [همچون نایژه باریک و تُهی است].