ماموس

مترادف‌ها

مال، ثروت، گنج، زر

لغت نامه دهخدا

ماموس. ( ع اِ ) آتش. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || آتشدان. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). گویند موضع آتش. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

آتش

جمله سازی با ماموس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 رودلفو و می‌می متوجه عشق عمیقی که در دلشان پدید آمده می‌شوند و احساساتشان را به یکدیگر ابراز می‌دارند. رودلفو دوست دارد که آنشب جایی نرود و زمان بیشتری را با می‌می بگذراند، اما می‌می بیرون رفتن برای شام و خرید را ترجیح می‌دهد؛ بنابراین هر دو با خواندن آوازی عاشقانه به سمت کافه ماموس می‌روند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران