لغت نامه دهخدا
لغ شدن. [ ل َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) بر جای خود جنبیدن.
- لغ شدن تخم مرغ و میخ کوفته و هندوانه و جز آن؛ جنبیدن و گاه جنبانیدن آواز دادن آن.
- لغ شدن دندان؛ جنبان شدن آن. سست شدن ریشه آن و جنبیدن با محرکی.
لغ شدن. [ ل َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) بر جای خود جنبیدن.
- لغ شدن تخم مرغ و میخ کوفته و هندوانه و جز آن؛ جنبیدن و گاه جنبانیدن آواز دادن آن.
- لغ شدن دندان؛ جنبان شدن آن. سست شدن ریشه آن و جنبیدن با محرکی.
( مصدر ) شل شدن و جنبیدن برجای خود: دندانهایش لق شده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و در اينكه گفتند: (ما جاءنا من البينات ) اشاره است به اينكه ايشان آنچه را از جريانعصا مشاهده كردند معجزاتى شمردند كه از موسى (عليه السلام ) ديده بودند كه هر كدامدر جاى خود معجزه اى مستقل بوده، مانند اژدها شدن آن و خوردنش طنابها و عصاها را، وبرگشتنش به صورت عصا و به حالت اول و لذا گفتند: (ما جاءنا من البينات - آنچهاز معجزه ها كه ديديم ).
💡 علت عمده وقوع این سانحه ناشی از سهم انگاریهای زیستمحیطی همچون تبدیل جنگلهای منطقه به زمینهای زراعی، تخریب حاشیه رودخانه برداشت بیرویه شن و ماسه بودهاست. همچنین مسدود شدن دهانه پلها توسط درختان بریده شده و گرفتگی آبراهها توسط ساخت و سازهای انجام شده، منجر به تشدید وقوع سیل گردید.
💡 ترا در نور او باید شدن پاک که تا واصل شوی در حقهٔ خاک
💡 كه امام عليه السلام با آگاه شدن از نقشه و توطئه معاويه، فرماندار مكه را مطلع مىنمايد. (149)
💡 خوان سلطان صفا را بسطتی باشد که هست پایه پستش کفیل رزق انس و جان شدن