قرطم

لغت نامه دهخدا

قرطم. [ ق ِ طِ/ ق ُ طُ ] ( معرب، اِ ) عصفر و تخم عصفر برای مسلح بلغم لزج و قولنج قوی الاثر وریختن آب گرم آن را بر شیر تازه درحال منجمد گرداندو شستن بدن و سر به مغز آن شپش را بکشد و رنگ بدن را نیکو و جلد را نرم کند و مغز آن باهی است و احتقان بدان نافع است بلغم را. ( منتهی الارب ). دانه است چون کتان. ( انساب سمعانی ). مغز کاچیره. یسهل بلغماً و مراراً. الشربة من لبّه اربعة دراهم و هو مقیی حارّ فی الاولی یابس فی الثانیة. از گیاهان تیره مرکبان است که گلهای آن تشکیل دیهیم های بزرگ در بالای ساقه میدهد. گلبرگهای آن نارنجی رنگ است و آنها را بنام گل رنگ در رنگرزی به کار میبرند. دانه های آن را کافشه و کاجیره می نامند. رجوع به گیاه شناسی گل گلاب ص 261 شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) کاجیره. یا قرطم بری. کاجیره صحرایی. یا قرطم هندی. نیلوفر پیچ هندی.

دانشنامه آزاد فارسی

قُرطُم
رجوع شود به:گلرنگ

جمله سازی با قرطم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قرطمان (به عربی: قرطمان) یک روستا در سوریه است که در ناحیه مرکزی مصیاف واقع شده‌است. قرطمان ۱٬۴۶۷ نفر جمعیت دارد.

باری یعنی چه؟
باری یعنی چه؟
ددمنشانه یعنی چه؟
ددمنشانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز