لغت نامه دهخدا
فسرده قدم. [ف ُ / ف ِ س ُ دَ / دِ ق َ دَ ] ( ص مرکب ) یعنی سست کاهل قدم. ( آنندراج ). || ثابت قدم. ( آنندراج ).
فسرده قدم. [ف ُ / ف ِ س ُ دَ / دِ ق َ دَ ] ( ص مرکب ) یعنی سست کاهل قدم. ( آنندراج ). || ثابت قدم. ( آنندراج ).
یعنی سست کاهل قدم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سرشک اگر قدمی در ره تپش ساید به هر فسردهدلی میتوان روان گردید
💡 یاران عبث به وهم تعلق فسردهاند اینجاست چون نگه قدم از خانه در رکاب