عملیات گرایی
مترادفها
عملیگرایی
متضادها
تئوریگرایی، نظریهپردازی
فرهنگستان زبان و ادب
{operationism} [روان شناسی] نظری مبنی بر اینکه معنای یک مفهوم علمی به شیوه های به کاررفته در ایجاد آن مفهوم بستگی دارد و هر مفهوم را می توان با یک شیوۀ قابل مشاهده و قابل اندازه گیری تعریف کرد
جمله سازی با عملیات گرایی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به دلیل عدم احساس نیاز واقعی به برخی سازمانهای دولتی در ایران بوروکراسی به عامل ایجاد کندی در اداره عمومی کشور بدل شدهاست. وجود مقررات دست و پاگیر، عدم توجه به احتیاجات واقعی جامعه و اربابرجوع، نبود مقررات روشن و غیرقابل تغییر، انجام کارهای مشابه به وسیله نهادهای مختلف، پیچیده بودن سیستمها و روشهای عملیاتی و وجود رابطه گرایی و باند بازی و امثال آن سبب شدهاست تا حایلی بین مردم و بوروکراسی حاکم به وجود آید. از منظر و نگاه مردم، دستگاهها و سازمانهای دولتی، نه به عنوان مکانی برای حل و فصل امور که به محلی برای ایجاد دشواریهای بیشتر قلمداد شود.
💡 در مدیریت استراتژیک، تمرکز بیش از حد بر عملیات گرایی ممکن است باعث شود که مدیران از چشماندازهای بلندمدت و کلان غافل شوند.
💡 برخی سازمانها برای بهبود بازدهی، به سمت عملیات گرایی سوق پیدا میکنند تا فرآیندهای تولید و توزیع خود را بهینه کنند.
💡 توازن میان برنامهریزی راهبردی و عملیات گرایی، کلید اصلی موفقیت هر سازمان در محیطهای رقابتی و پرچالش دنیای امروز است.