لغت نامه دهخدا
عمارت یافتن. [ ع َ / ع ِ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) آباد گشتن. آبادی یافتن. آبادان شدن:
بزهد و طاعت یابد عمارت و نزهت
دل معطل مانده شده خراب و طلل.ناصرخسرو.
عمارت یافتن. [ ع َ / ع ِ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) آباد گشتن. آبادی یافتن. آبادان شدن:
بزهد و طاعت یابد عمارت و نزهت
دل معطل مانده شده خراب و طلل.ناصرخسرو.
آباد گشتن آبادی یافتن آبادان شدن
💡 زمانی که سپاهیان عمر بن خطاب در سال ۶۳۷ به بیتالمقدس رسیدند، شهر را برای یافتن مکان مسجدالاقصی که در قرآن و حدیث به آن اشاره شده بود، جست و جو کردند. بنا به منابع معاصر عربی و عبری آنها مکان مذکور را که بهصورت خرابهای درآمده بود، یافته و به کمک یهودیان آن را پاکسازی کردند. در اواخر قرن هفتم میلادی، خلیفهٔ اموی عبد الملک بن مروان دستور ساخت حرمی بر روی کوه معبد را صادر کرد، که امروزه قبةالصخره نامیده میشود. تمیمی طبیب و شمسالدین مقدسی جغرافیدان، دو تن از ساکنان عرب معروف شهر در قرن دهم میلادی بودهاند. بنا به روایت شمسالدین مقدسی، عبدالملک عمارت مذکور را برای رقابت با شکوه کلیساهای اورشلیم بنا کرد.